هديه های آسموني

بیست و سومین هفته زندگی پوریا-شهادت

1397/6/27 5:29
نویسنده : مامان
198 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسرکهای عزیزممممممممممممم.حس کردم نوشتن بعضی مطالب یه کم شبهه زا شده و یا شاید اطلاعاتی که درموردش عموما هست کافی یاصحیح نیست.پیش خودم فکرکردم نکنه پسرانم هم بزرگ بشن و این سوال در ذهن اونهاهم پیش بیاد و یا خوشایندشون نباشه و من نباشم و یا به هردلیل نتونم براشون توضیح بدم.

مسئله ی آرزوی شهادت داشتن...

برای خودم,

پسرانم,

نسلم...

 

شروع اینکه رسیدن به مقام شهادت آرزوی هر مسلمانی است.

و یا بهتر بگم , باید باشه...

اولیای الهی در دعاها ومناجاتهاشون خودشون اینچنین دعا میکردند:

«اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ فِی سَبِیلِک»؛خدایا سرانجام ما را سعادت و شهادت در راه خودت قرار ده.‏
«إِلَهِی وَ خَالِقِی وَ مَوْلَایَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اخْتِمْ لِی بِالشَّهَادَةِ وَ الرَّحْمَة»؛ای خدا و آفریننده و آقای من، بر محمد و آل او درود فرست، و سرانجام مرا شهادت و رحمت قرار ده.
«وَ أَسْأَلُکَ أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِی قَتْلًا فِی سَبِیلِکَ مَعَ أَوْلِیَائِکَ تَحْتَ رَایَةِ نَبِیِّک»؛و از تو درخواست می‌کنم که مرگ مرا کشته شدن در راهت، همراه اولیائت، تحت فرماندهی نبیت قرار دهی-دعای حضرت امام صادق علیه السلام در ماه رمضان / اصول کافی

 * اللهم احینی علی ما احییت علیه علی بن ابی طالب و امتنی علی مامات علیه علی بن ابی طالب علیه السلام.خدایا مرگ و زندگی مرا مرگ و زندگی علی بن ابی طالب قرار بده؛ زیستنی به من بیاموز که علی زیست و مردنی به من عطا کن که علی مرد--تعقیبات نماز صبح

* اللهم‌ اجعلنی‌ من‌ المستشهدین‌ بین‌ یدیه .خدایا قرار ده مرا از شهیدان پیش روی (حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه) --دعای عهد

 * اللهم ... فاجعلنی ممن یشتری فیه منک نفسه ثم وفی لک ببیعه الذی بایعک علیه غیر ناکث...

فاجعله خاتمه عملی و صیر فیه فناء عمری و ارزقنی فیه لک و به مشهدا توجب لی منک الرضا تحط به عنی الحظایا و تجعلنی فی الاحیاء المرزوقین بایدی العداه و العصاه تحت لواء الحق و رایه الهدی ماضیا علی نصرتهم قدما غیر مول مدبرا و لا محدث شکا.خدایا پس مرا جزو کسانی قرار ده که جان خود را به تو می فروشند...خدایا پس عاقبت و نهایت کار مرا شهادت در راه خود قرار ده و همر مرا در این راه به پایان ببر و با کشته شدنم در راه تو رضایت خود را شامل حالم کن و گناهانم را ببخش و مرا جزو کسانی قرار بده که در راه تو و در زیر پرچم هدایت تو و برای نصرت دین تو به دست بدترین بندگان نافرمانت کشته می شوند و مرا جزو کسانی قرار ده که نزد تو زنده اند و نزد تو روزی می خورند-حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام / الصحیفه العلویه،ص 329

 * حمدا نسعد به فی السّعداء من اولیائه و نصیر به فی نظم الشّهداء بسیوفاعدائه.سپاس خدای را، سپاسی که بدان در زمره اولیاء نیکبختی قرار گیریم و بواسطه آن درردیف شهیدان با شمشیر دشمنانش در آئیم.--حضرت امام سجاد علیه السلام / صحیفه سجّادیه

 *اللهم اختم لاولنا باسعاده و المغفره و لاخرنا بالشهاده و الرحمه.خدایا آغاز کار ما را با سعادت و مغفرت و انجام آن را با شهادت و رحمت قرین گردان--حضرت زینب سلام الله علیها

 * اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد--زیارت امام حسین علیه السلام 

*اللهم ... و قتلا فی سبیلک فوفق لنا.خدایا شهادت در راه خود را نصیب ما بگردان--دعای افتتاح

*اللهم...و توفنی فی سبیلک و علی مله رسولک صلی الله علیه و آله.خدایا مرگ مرا در راه خود و دین محمد که درود تو بر او و خاندانش باد قرار ده.

--دعای ابو حمزه ثمالی

و...

پس خود اولیای ما آرزوی شهادت کردن را بهمون یاد دادند.

آخر زندگی همه مرگه.قرار نیست کسی زنده بمونه.قراره؟

انشاالله صد و بیست ساله بشی و..تعارفه. دعائی که همه میکنن و باتوجه به محدودیتهای بشری برآورده هم نمیشه.

نه اینکه صد و بیست ساله شدن را بدبگیریم ولی حالا به فرض اینکه صدوبیست سال هم شد بالاخره چی؟مرگی هست دیگه.

پس چه بهتر که کسی که مسلمانه و زندگیش در راه خدا بوده ،پایان دفتر زندگیش هم با شهادت و در راه خدا باشه.

یکی از شهدا میگفت:شهادت  انسان را از مرگ نجات میدهد

مسئله ی بعد اینکه طلب شهادت فقط این نیست لزوما جنگی باشه و توسط کسی کشته بشیم.هرچند اون شهید شدن از عالیترین درجات شهادته و جای خود دارد ولی چه بسیار بزرگان ما که در بستر بیماری فوت کرده اند و به فرموده ی پیامبر بزرگوار ما(ص) شهید مرده اند.

علاوه بر این در روایات ما اومده که هرکسی که در انتظار واقعی فرج بمیرد شهید شده حتی اگر در بستر وفات کند.

 قالَ اَبُو عَبْدِاللّه ِ عليه السلام: مَنْ ماتَ مِنْكُمْ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ لِهذَا الْأَمْرِ كَمَنْ هُوَ مَعَ الْقائِمِ فى فُسْطاطِهِ قالَ: ثُمَّ مَكَثَ هُنيئَةً، ثُمَّ قالَ: لابَلْ كَمَنْ قارَعَ مَعَهُ بِسَيْفِه، ثُمَّ قالَ: لاوَاللّه ِ اِلاّ كَمَنِ اسْتَشْهَدَ مَعَ رَسُولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله.[بحارالأنوار، ج 42، ص 126.]

امام صادق عليه السلام فرمود: اگر كسى از شما بميرد در حالى كه منتظر حكومت امام زمان (عج) بوده، همانند كسى است كه با امام قائم عليه السلامدر خيمه اش بوده است، سپس اندكى درنگ كرد و فرمود: نه، بلكه همانند كسى است كه در كنار حضرت زد و خورد كند، سپس فرمود: نه، به خدا قسم، بلكه مانند كسى است كه در كنار رسول خدا به شهادت برسد.

همچنین:

امام صادق (ع) به ابوبصیر فرمودند: "هر شخصی که در حال انتظار بمیرد، شهید خواهد بود، اگرچه در رختخواب هم مرده باشد"

پس به استناد فرمایش بزرگانمون اگه برای خودمون یاکسی آرزوی شهادت کنیم لزوما به این معنا نیست که آرزو میکنم سرت را از تنت جداکنند!

آرزوی شهادت کردن ازنظر من اصلا آرزوی مرگ نیست.آرزوی انتخاب نوع مرگه.مرگی که هیچکس را ازش گریزی نیست.

حتی اعمالی در دین ما اومده که مثلا اگر درشروع روز و شروع شب سوره الرحمن قرائت کنی و در آن روز یا شب بمیری شهید مردی و یا قرائت سوره کهف در شب جمعه ها و...

و یا کسی که برای کسب روزی حلال یا طلب علم از خانه بیرون میاد و.... و...

اینو میخوام بگم که وقتی در دینمون این همه اعمال و دعا و راههای مختلف برای شهید شدن یا رسیدن به جایگاه شهید هست پس یعنی شهادت مهمه.یعنی مسلمان باید مرگش هم خدائی باشه حتی اگر توی بستر بمیرد.

 

 

از نظر من,

آرزوی شهادت آرزوی یک اتفاق در یک لحظه نیست...

شهادت یک مسیره..

"شهادت یعنی انتخاب مسیر یک عمر زندگی برای یک لحظه اتفاق"

از نظر من,

ما میتونیم نوع مرگمون را انتخاب کنیم, 

باانتخاب کردنه نوع زندگیمون.

زندگی ای که آخرش بشه وعده ی رسول خدا(ص) که اگر در بستر هم بمیری شهیدی...بشه سخن معصوم(ع)که اگر در انتظار واقعی فرج بمیری شهیدی

از نظر من,

وقتی انتخاب میکنی پایان دفتر زندگیت باشهادت باشه

هرلحظه ی زندگیت باید حواس جمع باشی نه اینکه یک عمر هرجوری خواستی زندگی کنی تا بلکه لحظه ی شهادت سر حواس بیای...

یک عمر باید درست زندگی کنی تا بلکه مرگت شامل یکی از حالات شهید شدن بشه

با انتخاب شهادت مسیر زندگیت را انتخاب میکنی

مسیر درست زندگی کردن...

 

به نظرمن چیزی که دین را خیلی اینروزها لطمه زده ظاهرگراییه بدون عمقه.حتی اینموضوع را برامون دارن خواسته و ناخواسته جامیندازن.از ما هیچوقت یک ظاهر نخواستند.اگرهم خواستند هدفشون این بوده کم کم به اون باطنه هدایت بشی.گریه بر اباعبدالله الحسین ع درسته سفارش شده و حتی تباکی کردن یعنی حتی اگه نشد خود را شبیه گریه کننده ها زدن هم سفارش شده و آثار خودش را درجسم و روح داره انشاالله ولی همین گریه کردن وقتی عمق بگیره و شناخت و بصیرت کنارش بیاد میشه آدم ساز .اگه گیاهی ریشه اش سطحی و کم باشه با هر باد و ضربه ای کنده و مرده میشه.ولی یه درخت تنومد با ریشه های قوی را اگر هم بتونن با تبر بزنن ولی همه ریشه هاش را نمیتونن از جا دربیارن.

حتی در قرائت دعای فرج بزرگان ما سفارش کردن که دعا برای نعجیل در فرج دعا برای خوب زندگی کردنه خودمونه.دعائی از ماخواسته شده که در تمام اعمال ما اثرگذار باشه.وقتی بخوای یک چیزی را از بین ببری باید ریشه اش را بزنی ..ریشه که نباشه اون ظاهر و پوسته هم از بین میره.دعای من عمق گرفتن شناختهامونه...

همین عبادات ساده بعضیها را به عرش میرسونه وبعضیهارا توی دام ریا میندازه...اینکه آدم از هرچیزی چطور استفاده کنه وبه کجا برسونتش مهمه.ای نمازآگین پس از هفتاد سال کو تحول کو طرب کو شور وحال...

اینکه شهادت طلبی معنیش طلب مرگه از نظر من همون ظاهرگراییه است.شاید خیلیهافکرکنن آرزوی شهادت کردن زرنگ بازیه کسانیه که زندگی درستی نداشتند میخوان با شهید شدن به درجات برسند.ولی بنظرمن خیر!شهید هم که باشی خدا ازت حق الناس را نمیپذیره.من شهادت را بخاطر درجه و مقام و...نمیپسندم.خود شهادت زیباست.تقدیم خودم به خدای خودم زیباست.به تنهائی زیباست حتی اگه هیچ اجری در پسش نباشه من عاشقشم و به طمع چیزی دوستش ندارم.خدایا من از تو هستم و ازت میخوام روحم و خونم راهم عاشقانه برای خودت ازم بگیری.همین آنقدر زیبا و شیرینه که هیچی دیگه نیاز نیست...

من نه برای خودم و نه برای پسرانم آرزوی یک عنوان و اسم و پوسته ی ظاهری نداشتم ونخواهم داشت.اگه عمری زندگیت درست نباشه شب عاشورا جز کسانی هستی که امامت هم بهت میگه برگرد.

من شهادت را دوست دارم برای اثبات خودم به خدای خودم.

و

اینکه برای پسرانم آرزوی شهادت دارم بنظرم خودخواهی نیست..براشون بهترین آرزوهارا در یک عبارات دارم...

آرزوی یک عمررررررررررررررررر خوب و درست زندگی کردن ...

زندگی ای که پایانش هرجور بمیری در راه خدا مردنه.

ضمن اینکه هرمادری برای فرزندش بهترینهارا آرزو میکنه.ولی لزوما برآورده نمیشه.چون هر انسانی در شرایط متغیر و مختار خودش زندگی میکنه و با دعاکردن کسی نمیتونه برای کسی سرنوشت تعیین کنه.از پیامبر خدا ص بالاتر داریم که برای همه امتشون دعاهای هدایت و توفیق و..میکردند؟ولی آیا همه ی آدمهابهشون میرسیدند؟مسلما نه.چون هرکسی در زندگیش مختاره و دعا شاید کمک کننده باشه ولی تنهاچیز نیست.من هم پناه بر خدا از پیامبر ص بالاتر نیستم که تصوربشه حالا چون این دعا را کردم حتی اگر فرزندانم مایل نباشن اجبارا و اکراها باید شهید بشن!!! اگه قرار بود فقط با دعای یک مادر سرنوشت بچه تعیین بشه الان بیشتر مردم باید120 سال عمر میکردند چون مادرهاشون عموما عمرطولانی براشون آرزو کردند.

 

 

این بدن از آن خداست..پس باید در نهایت در راه خودش تقدیم بشه..حالا هرنوع شهادتی که برامون صلاحش را دیدن.

مگه اصلا کسی هست تا ابد زنده بمونه؟

من برای پسرانم آرزوی مرگ نکردم.براشون آرزوی زندگی به سبک اولیا الله و مرگ به سبک اولیاالله کردم..

خودمون بارها توی زیارت عاشورا دعاکردیم که:

اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ خدایا قرار ده زندگیم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد

ازنظر من این یعنی شهیدوار زندگی کردن و شهیدوار مردن

 

ضمن اینکه کیه که شهادت را مرگ بدونه و حرفی بالاتر از حرف خدا داشته باشه وقتی خود خدا در قرآن میفرماید:

درمطلبی خوانده بودم شهادت نوعی از مرگ نیست بلکه صفتی از حیات معقول است.این جمله برام انقدر روشنه معناش که نمیشه نوشت.

جماعت یه دنیا فرقه بین دیدن و شنیدن

           برید از اونا بپرسید که شنیده ها رو دیدن

 

از نظر من,

آرزوی شهادت, آرزوی مردن نیست...

انتخاب چگونه زیستن و چگونه مردنه...

 

 

 

حالا من برای خودم و پسرانم ونسلم تلاش میکنم و دعامیکنم و...اینکه نتیجه چه خواهد بود؟باید بگم توکل به خدا و پناه میبریم به خودش.هر انسانی هرلحظه درمعرض لغزش هست وتا زنده است خواهد بود.شیطان سابقه ی شش هزار سال عبادت داشت عاقبتش اونطور شد.منه گناهکار روسیاه را که انشاالله خدا دستم را بگیره و هدایتم کنه.

درمورد پسرانم ونسلم اینکه چه خواهد شد باز هم توکل به خدا و پناه بر خدا.وظیفه ی من مادر اول اینه که خودم سعی کنم آدم باشم و بعد تلاس کنم فرزندانم را صحیح تربیت کنم و درکنارش براشون دعاکنم.انشاالله خدای مهربان هم کمکم کنه و دستم را بگیره.ولی خب قطعا انسانها در انتخاب مسیر زندگیشون مختار هستند.حتی اگه پسر پیغمبر باشند مثل پسر نوح ع...

حملات جالبی همیشه پس ذهنم هست:

و همچنین:

پس اگر پسر امام حسین ع هم باشی توی شب عاشورا مختاری که بمونی یا بری. و به نظر من اونجائیکه خودت انتخاب میکنی پرواز میکنی ..

وظیفه ی منه مادر فراهم کردن شرایط انتخابه..

 

 

من عاشق شهادتم..

ولی نه شهادتی که یک مرگ متفاوت در پایان یک زندگی باشه...

شهادتی که از اول یک زندگی متفاوت باشه..

یک مسیر زندگی صحیح..

 

با اینهمه آرزوی شهادتی که برای فرزندانم دارم اگه مثلا دربچگی با حوادثی شهید بشن که عموم نامش را شهید میذارن, من به خدا گلایه دارم چون همیشه براشون شهادت با شناخت و انتخاب خواستم.دوست دارم لذتش را بچشند.ازنظر من اگه کسی عمری درست و خوب زندگی کرده باشه بالاترین حظ زندگیش لحظه ی شهادته.شهادت ریشه دار در یک زندگی صحیح.برای خودم هم همینطور.وقتی یک عمر مسیر زندگیت را به سمت شهادت با شناخت و ایمان قلبی کامل سوق بدی میتونی برسی به لحظه ای که وقتی رسید بگی فزت و رب الکعبه

و اعتقاد قلبی من به این جمله است که:

توی دعاهامون میبینیم داریم:

"اللهم عجل الولیک الفرج

و العافیه و النصر

و خیر انصاره و اعوانه و

المستشهدین بین یدیه"

و یا:

"اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ [وَ الْمُمْتَثِلِينَ لِأَوَامِرِهِ ] وَ الْمُحَامِينَ عَنْهُ وَ السَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ"

 

این آموزه ی دینمونه..

آرزوی یک مسیر زندگی صحیح و پله ی آخر شهادت...

توی دعاهای وارده هم اول یک مسیر را نشان دادند بعد درنهایتش شهادت را خواستار شدند.مثلا درهمین دعای عهد با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که نوشتم معنیش میشه خدايا مرا، از ياران و مددكاران و دفاع كنندگان از او قرار ده، و از شتابندگان به سويش، در برآوردن خواسته هايش، و اطاعت كنندگان اَوامرش، و مدافعان حضرتش، و پيش گيرندگان به جانب خواسته اش، و كشته شدگان در پيشگاهش.

یعنی از اولش شهید شدن را یادمون ندادن.اگه انقدر خوب بود خب از همون اول پیامبر ص همه بچه ها را هم میبردن توی جنگ که شهید را خدا بشن.نه اینکه بد باشه ولی بهترین حالتش اینه باشی یاری کنی قوی بشی انسان بشی و نهایت شهید بشی.

 

 

پسرهای من,عزیزان مامان,

بدترین مادرها هم بهترینها رو برای فرزندشون میخوان.

براتون آرزوی یک عمرررررررر زندگیه شهیدگونه و نهاااااایتش سکوی پرش شهادت را دارم

حتی اگه همه دنیا مساویش بدونن با آرزوی مرگ برای عزیزانم!

 

قسم به اون بدن که چیدنش روی حضیر

منم شبیه اون عقیله ای که شد اسیر

به غیر زیبایی نمیبینم تو این مسیر

 

 

ضمن اونکه مگه نعوذ بالله من ونسلم از فاطمه سلام الله علیها ونسلش که همه در راه خدا شهید شدند عزیزتریم که از دعای خودم خجالت بکشم؟؟

 

عـاشقان را سر شوریده به پیكر عجب است
دادن سر نه عجب ،داشتن سر عجب است
تـن بـی سر عجبـی نیست رود گـر در خاک
سـر سربـاز ره عشـق بـه پیکـر عجب است

 

پسرهای من ،

عزیزهای مامان،

میلیونها آدم از هر شریعت و قومی را لبه ی یک پرتگاه وایسونی بگی بپر نمیپرن.اگه کسی پرید بدون یا دیوانست یا پرواز کردن بلده.

 

در آخر میخواستم بگم برای شهادت پاداشها و مقامهای فراوان ذکر شده,

ولی به خداوندی خود خدا عاشق شهادتم فقط بخاطر خود شهادت...

توی فیلمهای تلویزیون بعضا خیلی میخوان یکی را عاشق کشته مرده ی عشق زمینیش نشون بدهند جوری میشه که به پای عشقش جانش را فدامیکنه و این رمانتیکترین لحظه ی فیلمه.

خدایا دوست دارم جانم را فدای راهی کنم که بدونی عاشقتم تا پای جانم و تاآخرین قطره ی خونم و تا آخرین نفسم.

عاشقانه ترین لحظه ی فیلم زندگیم دوست دارم شهادت باشه.

عشق بازی با معشوق...

تقدیم مشتاقانه ی جانم در راهی که خدای مهربونم میپسنده و من را عاشق جانفشان خودش میدونه.

همین..

بدون هر اجر و مزد و ثواب و...

 

اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست

مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست

اگر قبول کنی ور برانی از بر خویش

خلاف رای تو کردن خلاف مذهب ماست

میان عیب و هنر پیش دوستان کریم

تفاوتی نکند چون نظر به عین رضاست

مرا به هر چه کنی دل نخواهی آزردن

که هر چه دوست پسندد به جای دوست رواست

جمال در نظر و شوق همچنان باقی

گدا اگر همه عالم بدو دهند گداست

مرا به عشق تو اندیشه از ملامت نیست

وگر کنند ملامت نه بر من تنهاست

هر آدمی که چنین شخص دلستان بیند

ضرورت است که گوید به سرو ماند راست

بلا و زحمت امروز بر دل درویش

از آن خوش است که امید رحمت فردا

 

 

 

 

یکشنبه 25شهریور:

صد و پنجاه وسومین روز زندگی پوریای عزیز

امشب میخواستیم با خواهرم و مامانم و بچه ها بریم سینه زنی.ولی پارسا ترجیه میداد منزل آقاجونش بره.من هم دلم نمیخواد با اجبار و اکراه همراه باشه.

---------------------------------------------

دوشنبه 26شهریور:

صد و پنجاه وچهارمین روز زندگی پوریای عزیز

امشب با خاله و مامانجونتون رفتیم هیئت نزدیک منزلشون

این هم پسرکم پارسا حین بازی در هیئت با بچه ها:

 

-------------------------------------------------

سه شنبه 27شهریور:

صد و پنجاه وپنجمین روز زندگی پوریای عزیز

امروز پارساجونم موهاشو موتاه کرد وبرای مدرسه آماده شد.

-------------------------------------------------

چهارشنبه 28شهریور:

صد و پنجاه وششمین روز زندگی پوریای عزیز

امروز تاسوعاست.مثل هرسال منزل مادربزرگم قرار به پخت نذری بود و برای کمک رفتیم.

پسرم پارسا مثل هرسال برنج شست.چندساله که پسرم برنج برای نذری میشوره.

قبول باشه عمر من

ز کودکی خادم این تبار محترمم...

یادش بخیر بچه بودم چقدر تو این راه پله و روی این پشت بام بازی میکردم.حالا پسرکم بازی میکنه

 

زندایی و دخترداییم کلی پوریا را روی پاهاشون خوابوندن و نگه داشتن که من کمی استراحت کنم.دوشب بود نخوابیده بودم درست

 

پارسابیشتر مشغول گوشی بازی بود.میترسیدم از پشت بام رفتنش

 

پوریای عزیزم اولین سالیه که توی پختن نذری آقا امام حسین ع شرکت میکنی.انشاالله عاقبت بخیر دنیا و آخرت باشی گل مامان

 

قبل از اینکه برنج را آبکش کنن مقداری از آب غلیظش برداشتیم و داداش پارسا گذاشت دهنت.دلم میخواست اولین غذایی که میخوری به نام امام حسین ع باشه و داداش پارسات که معصومترین فردجمع بود دهانت بذاره.از خدای مهربونم میخوام همیشه لقمه ی پاک و حلال دهان خودت و عزیزانت بذاری و به حق خون امام حسین ع حسین وار زندگی کنی و هم نشین آخرت ایشون باشی.

 

من شنیدم سر عشاق به زانوی شماست

و از آن روز سرم میل بریدن دارد...

یا ابا عبدالله الحسین ع

جدیدا پوریا جونم اعتراضاتش را با عه عه کردن نشان میده.خسته شده بود معترض بود ازش عکس میگرفتم

 

ماشاالله پسرداییم قدش بلنده وهمین باعث شد در ارتفاع از پوریا عکس بگیریم!چشمک

 

 

داییم میگفت جمعیت زیاده از روی پوریا رد نشن!! البته به شوخیها.پوریا را داده بود زیر صندلی.بچم ذوق میکرد!!

 

هرکسی امروز یه بخشی از کار را انجام میداد.مامانم هم سیب زمینی ها را سرخ میکرد.بنده خدا پاهاش آخر شب حسابی ورم کرده بود.قبلاها درخصوص مسئله ی شهادت خیلی باهاش حرف زده بودم.پارسال راضی شده بود و از اونموقع منم سوء استفاده میکنم هی جملاتی میگم که برام دعاکنه!ولی اینسری چیزی مطرح نکرده بودم..

رفتم آشپزخانه دیدم داره سیب زمینی سرخ میکنه

رفتم ازشش عکس بگیرم.گفتم قبول باشه مامان.روشو کرد بهم دیدم داره گریه میکنه!گفتم چیشده؟گفت از دست تو! ببین آدمو به چه کارهائی وامیداری!!

فهمیدم منظورش چیه.به شوخی گفتم آفرین!یه مادر واقعی میبینه بچش چی دوست داره همونو براش دعامیکنه!

گفت ولی دعامیکنم خودم نباشم ببینم!!!

منم به خنده در ادامه ی حرفش گفتم بعدش سر تورو هم بریدن بریدن!!

خندید گفت نخیر!

گفتم پس حداقل کامل دعاکن بچه ها و نسلم را هم بگو!!

عزیزممممممممممممممممممممممم کلی اونروز سربه سرش گذاشتم.

هرکی رد میشد بهش میگفت قبول باشه.منم میگفتم انشاالله هرچی از خدا میخواد بهش بده.همه میگفتن انشاالله!!بعد مامان یه چپ چپی بهم نگاه میکرد!میگفت بگم حاجتت چیه؟؟گفتم نه نه!!

 

آخه واقعا هر حرفی را هرجائی نمیشه زد.گاهی بر اثر بعضی سوء برداشتها ناخواسته به دین لطمه میزنی و نمیخوای بحثی کنی به افراد بی احترامی بشه و..

برای همین مطرح نکردن یه چیزایی بهتره.

خندم ازین میگیره همه آخرشب به هم خداقوت میگفتن.هی میگفتن مامانت خیلی زحمت کشید خیلی خسته شد.میگفتم انشاالله امام حسین ع دعاش کنه حاجت روا شه.معلومه حاجته مهمی داره!!خندونکقه قهه

 

-------------------------------------------------

پنجشنبه 29شهریور:

صد و پنجاه وهفتمین روز زندگی پوریای عزیز

عاشورای حسینی ع

ظهر عاشورا مثل هرسال منزل عزیزیتون بودیم.

شب هم خیلی کوتاه با پارسا وپوریا بیرون رفتیم.هم باران گرفت هم پوریا گریه میکرد نشد بیشتر بمونیم.پارسای عزیزم هم شمع روشن کرد.

-------------------------------------------------

جمعه 30شهریور:

صد و پنجاه وهشتمین روز زندگی پوریای عزیز

 این هفته لوازمی که مدرسه خواسته بود را با بابات خریداری کردی و کتابهات را هم با بابات مشمی کردیم و بابات وسایلت را برچسب زد که برای تحویل به مدرسه ات آماده باشه.

این چند تا را با خاله ات رفتی خریدی و خودت انتخاب کرده بودی

این هم بقیه وسایلت.روی بعضیهاش خودشون عکست را چاپ کرده بودند

 

اینم حمام قبل از شروع سال تحصیلی پسرم

 

 

 

نظرات (7) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
❤فاطمه جون❤❤فاطمه جون❤
27 شهریور 97 9:04
الهی که همیشه سالم و خندون باشین 💞💕🎀
مامان
پاسخ
سلام.سلامت باشید تشکررررررررررررگل
مامان صدرامامان صدرا
27 شهریور 97 17:42
التماس دعا 🙏🌹
متن و عکسا بسیار زیبا👌❤
مامان
پاسخ
سلام.ممنون از لطف شماگل

30 شهریور 97 2:03
خداحفظتون کنه عزیزای دل...افرین بهت پارسای عزیزم که هوای داداشی رو داریمحبتمحبت
مامان
پاسخ
سلام.خدا عزیزانتون را نگهدار باشه.ممنوووووووووون
مامانیمامانی
30 شهریور 97 16:17
خدا حفظشون کنه
عزاداریهاتون قبول درگاه حقگل
مامان
پاسخ
سلام.سلامت باشید.انشاالله خدا ازهمه قبول کنه
مامانیمامانی
31 شهریور 97 22:07
🌸🌸🌸
مامان
پاسخ
گل
هستی مامیهستی مامی
1 مهر 97 10:02
سلام وای چی متنی عاشقش شدم افرین بهت با این طرز تفکر
ان شاءالله همه عاقیت بخیر بشن
مامان
پاسخ
سلام.لطف دارید.خدا عاقبت همه ی مارو ختم بخیرکنه در دنیا و آخرتگل
مامانی گیتا جون و برديا جونمامانی گیتا جون و برديا جون
4 مهر 97 9:41
راستش برای منم عجیب بود یکی دو باری دیدم این ارزو رو برای بچه هات کردی اخه یه جورایی ادم دلش نمی یاد درسته که پایان کار همه مرگه و چه بهتر که اون مرگ شهادت باشه ولی من می گم ان شاا... بعد عمر بلند و با عزت به این فیض برسید
مامان
پاسخ
الهی آمین
1