بیست و پنجمین هفته زندگی پوریا
یکشنبه 8مهر: صد و شصت و هفتمین روز زندگی پوریای عزیز امروز به مناسبت روز آتش نشانی در مدرسه ی پارساجونم آنش نشان اومده بود و آتش خاموش کرده بودند.پارساکه ازمدرسه اومد میگفت مامان مدرسم واقعا آتش گرفت خوب شد من نسوختما!!خندم گرفت.گفتی نخند بگو الهی شکر!!! توی عکس زیر دقیقا کنار معلمتون هستی. یادش بخیر خودم بچه بودم این شعر راحفظ بودم.البته نه برای مدرسه.یادمه یه کتاب شعرخریده بودم اینم توش بودم وزنم دیگه فیکس52 شده.خیلییییییییییییییییییییی دلم شیرینی جات میخواد.امروز با پوریا رفتم فروشگاه ببینم یه چیزی پیدامیشه مناسب باشه ولی چیزخاصی پیدانکردم. کلا از درخانه بی...









