هديه های آسموني

بیست و سومین ماه زندگیت

بیست و سومین ماه زندگیت از 15 اسفند تا 14 فروردین بود. از بس وبلاگت طی دوسه ماه گذشته عقب افتاد که دیگه سریع این عنوانو درست کردم که سعیمو کنم مرتب برات بنویسم که یادم نره.ای مامان ای مامان!!   -اینماه شکرخدا دیگه کامل شیر از یادت رفته.شبها معمولا برای خوابیدن اول توی بغلم کمی راه میبرمت و بعدش میگی لالا یعنی روی پابذارمت.بعدش میگذارمت روی پام و میخوابی.توی تخت خودت هم میخوابی.گاهی تا صبح یکی دوباری بیدار میشی ولی بازهم خیلی راضیم چون قبلا خیلی بیدار میشدی.گاهی که خیلی خستم و از صدای مامان گفتنت بیدارنمیشم خودت از تختت میای بیرون و میای توی اتاق ما و باز میخوابونمت میذارمت سرجات.ازجهتی خوشحالم که از شیرگرفتمت چون هم خو...
18 اسفند 1393

بیست و دومین ماه زندگیت

بیست و دومین ماه زندگیت از 15 بهمن تا 14 اسفند بود. این ماه حساااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااابی سرم شلوغ بود و برای هردومون خیلی مهم بود.چون بسلامتی باموفقیت اینماه از شیر گرفتمت.شکرخدااااااااااااااااااااااااااااا الان که مینویسم و به گذشته فکرمیکنم میبینم الحمدلله خیلی خوب از شیر گرفته شدی و خیلی اذیت نشدی. اوایل اینماه زندگیت از شیرگرفتمت.البته تصمیم داشتم دوهفته بعد از این زمان که از شیرگرفتمت اقدام کنم ولی خب بیشتر پیش اومد تا اینکه من بخوام.چون دیگه شبها عملا هر 20دقیقه تا نیم ساعت بیدارمیشدی و شیر میخواستی و دیگه توان بیدارموندن نداشتم و گاهی بابات هم انقدر شبها از گریه هات بیدارمیشد ک...
18 اسفند 1393
1