هديه های آسموني

ثمرات عشق

هفته بیست و چهارم-گفتی مامان

هفته بیست و چهارم زندگیت ازیکشنبه21تا شنبه 27 مهر بود..  اولین مامان رو یکشنبه 21مهر گفتی...کیف کردم  اولین روز این هفته صبح داشتی توی تخت گری میکردی..اومدم پیشت گفتم "چرا گریه میکنی مامان؟" تو هم گفتی: مامان!! یعنی واقعا حس عجیبی بود..انگار قلبم داشت ایست میکرد..خیلی لذت بخش بود... بارها شده بود لغت رو کش میدادی میگفتی مممما مااااا ولی هیچوقت اینجوری یه لغت خوشگل نمیگفتی!  درسته شاید هنوز معنیشو ندونی و اتفاقی برحسب تکرار من گفته باشی..ولی بازم خیلی کیف داره ...قربون مامان گفتنت بشممممممممممممممم  -وای همش یبوست داری!دیگه نمیدونم چیکار کنم!دکتر بردمت قرار شد بهت روغن زیت...
27 مهر 1392

هفته بیست و سوم-ورود به ماه6

هفته بیست و سوم زندگیت ازیکشنبه14 تا شنبه 20 مهر بود..      خب میریم سراغ جدول رشد و تکامل در پایان 5 ماهگی:   سن كودك مهارتهاي اصلي (اكثركودكان انجام مي دهند) مهارتهاي اضافي (نيمي از كودكان انجام مي دهند) مهارتهاي پيشرفته (تعداد كمي از كودكان انجام مي دهند) پنج ماهگي رنگهاي تيره را تشخيص ميدهد مي تواند بغلتد با بازي كردن با دست ها و پاهايش خودش را سرگرم مي كند بطرف صداهاي جديد ميچرخد نام خود را تشخيص ميدهد ممكن است بدون كمك چند لحظه بنشيند اشيا ...
20 مهر 1392

هفته بیست و دوم-جابجا میشی!!

هفته بیست و دوم زندگیت ازیکشنبه7 تا شنبه 13 مهر بود..  -این هفته علاوه بر اینکه مکرر دمر شدی حسابی جابجاهم میشدی!! یه کم خودتو میکشی بعد دمر میشی..حدود یک متری از جائی که میذاشتمت با ترفندهای مختلف جابجامیشدی ولی سینه خیز هنوز نمیری...همونجور که طاقباز خوابیدی کش میدی خودتو!!هی به پهلو میشی هی طاقباز میشی و آخرشم دمر میشی..خلاصه با تمرینهائی که بابات و عزیزیت روت انجام دادن این هفته پیشرفت چشمگیری داشتی. -صبحها که از خواب پامیشی بهت سلام میدمو میگم خسته نباشی..تو هم حسابی کش و قوس میای و خودت خستگیتو درمیکنی..شرطی شدن یعنی این!! آقاجونت باچشم خودش دید من هر وقت میگم خسته نباشی تو خودتو پیچ میدی و خستگی درمیکنی!!یعنی باورش ...
13 مهر 1392

هفته بیست و یکم-میگی آب به!

هفته بیست ویکم زندگیت از یکشنبه31شهریور تا شنبه6مهر بود... این هفته برات حریره بادوم و فرنی رو شروع کردم... درضمن بهت آب هم میدم و میگم بگو آب به...تو هم خوشت اومده و میگی! ورود به اولین پاییز عمرت مبارک! بذار اول تقویم ماه مهر امسالو برات بذارم    -این هفته برای اولین بار خودم تنهائی بردمت حموم...خیلی تجربه ی خوبی بود..همیشه با بابات میرفتی حموم و من کمک میکردم سرتو میشستم و روی سرت با کاسه ی دعا دار آب میریختم و..خونه مامان جونت هم با آقاجون و مامان جونت خیلی حموم رفتی..تقریبا هربار میریم اونجا حموم میری..عاشق این هستن که کارهای تورو انجام بدن!! اما این هفته خودم بردمت حموم..از ترسه اینکه لیز بخ...
6 مهر 1392
1