پارساپارسا، تا این لحظه: 6 سال و 10 ماه و 28 روز سن داره
پوریاپوریا، تا این لحظه: 1 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

هديه های آسموني

بیست و سومین هفته زندگی پوریا-شهادت

سلام پسرکهای عزیزممممممممممممم.حس کردم نوشتن بعضی مطالب یه کم شبهه زا شده و یا شاید اطلاعاتی که درموردش عموما هست کافی یاصحیح نیست.پیش خودم فکرکردم نکنه پسرانم هم بزرگ بشن و این سوال در ذهن اونهاهم پیش بیاد و یا خوشایندشون نباشه و من نباشم و یا به هردلیل نتونم براشون توضیح بدم. مسئله ی آرزوی شهادت داشتن... برای خودم, پسرانم, نسلم...   شروع اینکه رسیدن به مقام شهادت آرزوی هر مسلمانی است. و یا بهتر بگم , باید باشه... اولیای الهی در دعاها ومناجاتهاشون خودشون اینچنین دعا میکردند: «اخْتِمْ لَنَا بِالسَّعَادَةِ وَ الشَّهَادَةِ فِی سَبِیلِک»؛خدایا سرانجام ما را سعادت و شهادت در راه خودت قرار ده.‏...
27 شهريور 1397

بیست و دومین هفته زندگی پوریا-اولین محرم

بیست و دومین هفته زندگی پوریا از یکشنبه 18 تا شنبه24 شهریور بود... آجرک الله یا صاحب الزمان فی مصیبت جدک الحسین علیه السلام  صد شــکر خــدا را کــه عـــزادار حسینم السلام علیک یااباعبدالله من لی غیرک من که ندارم کسی رو به غیرت آرزومه با دعاهای خیرت پا بذارم جای پای زُهیرت انی سلم لمن سالمکم انی حرب لمن حاربکم   خداراشکر.. بالاخره ماه محرم داره میرسه.. فقط خود خدا میدونه چقدر بهش احتیاح دارم... این حس برای خودم عجیبه وهرسال برام عجیبترهم میشه. همیشه خودمحرم که میرسید حالم عجیب بود..امسال دو سه هفته ای هست براش روز شماری میکنم. بیشتر آدمها حالشون را توی ماه...
16 شهريور 1397
1006 17 16 ادامه مطلب

مرداد 97

آی که حسابی با این وبلاگ نویسی درگیرم!! ماه پیش حجم عکسها را خیلی پایین آورده بودم راحت باز بشه که البته گویا وضع بهتر نشده وتصمیم بر این شد که سال اول زندگی پوریا را مثل زمان پارسا هفته به هفته کنم. واقعا با وجود گلهای عزیزم وبلاگ نویسی خیلی مشکله.خودم از خودم وقت قرض میگیرم!! به خودم میگم یه دقیقه وقت فلان کار رو میدی؟؟!! همش دلم میخواد کارهائی که برای پارسا انجام دادم برای پوریا هم انجام بدم .البته واقعا اونموقع شرایط خیلی فرق میکرد و یک بچه داشتم و اصلا با وضع الانم که خودم را در آینه نمیبینم قابل مقایسه نیست.شکرمیکنم خدارا که 3ماهش را توانستم مدیریت کنم و انشاالله با لطف خدای مهربون همه چیز بهترهم خواهد شد و توانم هم بیشتر ...
1 مرداد 1397
1140 18 12 ادامه مطلب

تولد پارساجونم در مهد

پسر عزیزمممممممممممم پارسای مهربونم عشق مامان و بابا امروز CD وعکسهای تولد 5سالگیت در مهد به دستمون رسید.   توی یک عنوان جدید برات گذاشتم که دوستدارانت بتونن راحتتر ببینن.البته به مطلب اردیبهشتت هم اضافه کردم. انشاالله عاقبت بخیر دنیا و آخرت باشی عزیزکم سردار سپاه امام زمانت باشی گل من در دنیا یار امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشی و با تقدیم خون سرخت در راه ایشان در آخرت همنشین سرور شهیدان آقا امام حسین ( علیه السلام) باشی. خیلی فیلمهاش جالب بود.تازه فهمیدیم شمعهات مدلی بوده که فوتش میکردی باز روشن میشده.هی فوت میکردی هی یکی دیگه روشن میشد....
1 مرداد 1397

یا صاحب الزمانم...مطلب ما برنده شد...

مطالب وبلاگ ما عمدتا بر اساس زمان تقسیم بندی شده.توی ماه مبارک رمضان خیلی دلم گرفته بود که نمیتونستم هیچ اعمالی بجا بیاورم.بعضیهاش رابخاطر معذوریتهای جسمانی و شیردهی و بعضیهاش راهم بخاطرخستگی وعدم توان جسمی.. هر روز که افطار میشد و ربنا میشنیدم بغض داشتم.درسته قضای روزه ها را بعدا انشاالله خواهم گرفت.ولی روزه دارهامیدونن روزه داری چه حس خوبی داره وگاهی تمام وجود آدم التماس روزه داری وحس خوبی که درنتیجه ی اون هست را داره.شبهای قدر که رسید ومثل همیشه رقم خوردن سرنوشت یکسال و امضاش توسط آقامون صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دلم بیشتر گرفت.انقدر خسته بودم که شب قدر هم نمیتونستم بیدار بمونم.همیشه انرژی شبهای قدر تا ماهها باهام میموند ...
12 تير 1397
2727 58 32 ادامه مطلب

تیر 97

دربخش نظرات دوستان همش بهم میگن مطالبت طولانیه.بازنمیشه و آخرش برای نظرات ولایک و..بسختی بازمیشه.اولین مطلبم را بعد از تولد پوریاجونم دوماهه گذاشته بودم و بخاطر این مسائل خرداد را یکماهه نوشتم.ولی فکرکنم بازهم هنوز مشکل داره .اینکه مطالب راهفتگی تفکیک کنم برام کمی سخته!عنوانی که اصلانمیشه چون مدل نوشتن وبلاگم از اول تفکیک به زمان بوده نه پیش آمدها وعناوین.میخوام سعی کنم اینماه عکسهاو مطالب راطوری بذارم انشاالله بهتر بازبشه و خیلی کش نیاد.اگه موفقیت آمیز نباشه احتمالا باید هفتگی تفکیک کنم.ممنون از عزیزانیکه مارو دنبال میکنن و به پسرانم لطف دارند و شرمنده ازین مسائل فکرکنم وسط چین بودن نوشته ها هم باعث طولانی شدن مطلب میشد.البته فکرکنم حجم عکس...
1 تير 1397
2374 29 35 ادامه مطلب

یا صاحب الزمانم ...

    یا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) همه ی آرزوم برای پسرانم اینه که به سربازیت بپذیریشون و برای خودت و بادعای خودت بزرگ و حفظشون کنی       آقاجانم      شب قدره..      اولین شب قدری که من دوتا پسر دارم..      و امیدم اینه که دو تا سرباز قوی برای سپاهت داشته باشم ...        امسال از روزه داری و شب زنده داریها خیلی جاموندم      ولی شما بزرگ و مهربونی,      وقتی پروندمون دستت رسید آقاجان, زیرش بنویس که سربازهای من توی این خانواده دارن بزرگ میشن    ...
15 خرداد 1397
1820 63 31 ادامه مطلب

خرداد 97

      بالاخره مدل نوشتن مطلبم راتغییر دادم!! البته خیلی دلم میخواست روال وبلاگم بابت فصلی نوشتن مطالب زندگی پارسا به هم نخوره وهمچنین حقوق پوریاجونم هم ضایع نشه ومثل بچگیهای پارسای عزیزم براش مطلب بنویسم.اولش فروردین واردیبهشت را اینجوری نوستم ولی مخاطبین هم برای خواندن به مشکل برمیخوردن وعکسها بازنمیشد و مدیریت نینی وبلاگ هم همین موضوع را گوشزد کردن.خلاصه تصمیم به تغییر سبک نوشتن کردم و چون تولد پوریاهم تقریبا آخر ماهه ازاین به بعد فعلا ماهانه مطلب مینویسم ومثلا خرداد 97 را دومین ماه زندگی پوریاجونم حساب میکنم.دیگه اون پنج شش روز اختلاف را ببخش پسرکم!   سه شنبه 1خرداد:  سی و هشتمین ر...
3 خرداد 1397
3132 36 28 ادامه مطلب

فروردین و اردیبهشت97-پوریای ما بدنیا اومد

ششمین بهار زندگی پارسا و  اولین بهار زندگی پوریا           ثبت این عنوان برام خیلی شیرینه پسرکهای عزیزممممممممممممممممممممممممم   یکی از فکرهام این مدت این بود که من این وبلاگ راچجوری بنویسم که به هم نخوره وهمچنان مرتب باشه.چون قبلا عنوانها فقط برای پارسا مرتب بود.تصمیم  گرفتم باتوجه به اینکه دوتا گل مامان متولد بهار هستند سال به سال عنوان موضوع بزنم.خیلی برام شیرینه عزیزکهای مامان.البته یه مشکلی وجود داره اونم اینه که هر بار نینی وبلاگ یه مدل جدیدی میزنه و نوشتن و مرتب کردنها کمی به هم میریزه ولی اشکال نداره اصل اینه خاطرات عشقهای کوچولوی مامان ث...
5 فروردين 1397
6288 23 23 ادامه مطلب