پارساپارسا، تا این لحظه: 6 سال و 11 ماه و 7 روز سن داره
پوریاپوریا، تا این لحظه: 1 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره

هديه های آسموني

سی و هشتمین هفته زندگی پوریا

یکشنبه۹ دی: دویست و پنجاه و هشتمین روز زندگی پوریای عزیز دخترم؟؟!!! معلمتون گفته بود برای فردا اعداد 0تا9 را در مقوا در ابعاد 10 در10 درست کنیم همراهت ببری.ولی اجازه نمیدی من درست کنم.ذوق داری خودت انجام بدی.قبلاها انقدر کاردستی دوست نداشتی.خلاصه یکسری من درست کردم برای درست ویکسری خودت درست کردی باهاش ریسه درست کردیم ببری برای معملتون.اینم یک فکر مادرانه!! پوریا نمیذاره کارکنیم و مستقل شده همش هر وسیله ای برداریم میاد سراغش.برای همین به آشپزخانه پناه بردیم که مانع داره فعلا نمیتونه بیاد کارخطرناک کنه!! اینم ابتکار چپه رانندگی کردن آقا پارسا! -----------------------------------...
3 دی 1397

سی و هفتمین هفته زندگی پوریا-سینه خیز میری

یکشنبه2 دی: دویست و پنجاه و یکمین روز زندگی پوریای عزیز   امروز پارساجونم یه سر اومد ملاقات عزیزیش.میگی 10روز دیگه میخوام خونه آقاجونم بمونم.یعنی ظرفیت بالا!!!خیلی دلم برات تنگ شده بود.وقتی اومدی بغلت کردم وناخودآگاه اشکم سرازیر شد واشکهامو پاک کردی بوسم کردی.وقتی داشتی میرفتی گفتی مامان گریه کن دیگه!!!   پسرکم پوریا چندین هفته است که سینه خیز میره.ولی خب نه دراین حد رسمی.دیگه به سبکی عجیب سینه خیز رفتن را شروع کردی!!یه دستت را میاری جلو بعد نوک پنجه های پاتو فشار میدی توی زمین و باسنتو میدی بالا ومیجهی جلو!! ------------------------------------------------------------------------------------------------...
2 دی 1397

سی و ششمین هفته زندگی پوریا-رویش اولین دندان

  یکشنبه 25 آذر: دویست و چهل و چهارمین روز زندگی پوریای عزیز   دو برادر فنی کار درحال تعمیر ماشین!! ---------------------------------------------------------------------------------------------- دوشنبه 26 آذر: دویست و چهل و پنجمین روز زندگی پوریای عزیز   تولد دوست پسرم در کلاس دیگر پیش دبستانی پوریای عزیزم لثه هات خیلی نارحته.نمیدونی چه شب و روزهائی داریم باهم مادری  چند روزه هردوتون مریض هستید و تب دارید.امروز دکتر رفتیم گفت ریه هاتون عفونت داره.دیشب انقدر پوریا تب داشت که دوبار اورژانس زنگ زدم ومیخ...
25 آذر 1397

سی و پنجمین هفته زندگی پوریا

یکشنبه 18 آذر: دویست و سی وهفتمین روز زندگی پوریای عزیز پارساجونم صبح ها خیلی بد ازخواب بیدارمیشی.گاهی واقعا خوابت میادو کم خوابی داری و من اینو کاملا متوجه میشم وسعی میکنم یه جورایی خودم کارهاتو کمکت کنم و راه بندازمت.ولی خب بد عادت میشی و باوجود پوریا و رفتار متفاوتش هرروز برای من ممکن نیست اونجوری بهت برسم.گاهی بشدت درحال گریه است یا نیاز به تعویض پوشک و شیریاغذاخوردن داره و مسلما نمیشه من به پارساهم غذابدم وکمکش کنم مسواک بزنه ولباس بپوشه.اگه پوریا صبحها تا 7هم میخوابید خیلی خوب بود.نمیدونم چی میخواد از 6صبح بیداره!!!خرج زنو بچش مونده آخه؟! حالا در اون شرایط که پوریا رسیدگی میخواد پسرم پارسا خودشو میزنه به خواب یا بلند...
14 آذر 1397

سی و چهارمین هفته زندگی پوریا

یکشنبه 11 آذر: دویست و سی امین روز زندگی پوریای عزیز   پوریاجونم به محض شنیدن هرگونه ضرب آهنگی درحال رقصی.مخصوصا درماشین داداشت دیروز معلمتون بابت تولدش بهتون شیرینی تعارف کرده بود و بابات براش هدیه کتاب خرید و امضا کردی و براش کادو کردیم که فرداببری   تمام خانه را میچرخی ولی به روش خودت ورزش صبحگاهی در مدرسه ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دوشنبه 12 آذر: دویست و سی و یکمین روز زندگی پوریای عزیز پوریا جونم بوس کردن را یادگرفتی.بهت میگیم بوس کن لبت را میچسبونی به لپم...
13 آذر 1397

سی و سومین هفته زندگی پوریا

یکشنبه 4 آذر: دویست و بیست و سومین روز زندگی پوریای عزیز   یک صبح برادرانه شادیهای برادرانه   انجام یک صفحه از کتاب آموزشی پارسا که برای دوستش هم هدیه خریده بود     مانور زلزله..میگفتی مامان واقعا صدای زلزله اومده بوذ! ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دوشنبه 5 آذر: دویست و بیست و چهارمین روز زندگی پوریای عزیز   صبحی دیگر...وای که چه خواب نازی هستی و باید بیدارت کنم نفسم زوری باید رانندگی یاد بگیری پوریا!! پارسا هی بهت یاد میده و دستت را میگ...
2 آذر 1397

سی و دومین هفته زندگی پوریا

  یکشنبه 27 آبان: دویست و شانزدهمین روز زندگی پوریای عزیز   پوریااااااااااااااااااااااااااا عشقه دوربینه خوش خنده ی  مامان پسرم پارسا امروز تسبیحات اربعه را یادگرفت وقتی عکسهات را میبینم که با همسنهات مشغولی حسابی کیف میکنم آخیشششششششش کاردستی ماهیت پیدا شد و خوشحالی ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دوشنبه 28 آبان: دویست و هفدهمین روز زندگی پوریای عزیز پسرم شعر 14 معصوم را یه شکل دیگه حفظ بود هی با این قاطی میکنه.نصفی از اون میخونه نصفی ازین! امروز تولد دوست...
23 آبان 1397

سی و یکمین هفته زندگی پوریا

  یکشنبه 20 آبان: دویست و نهمین روز زندگی پوریای عزیز امروز پسرم اذان یاد گرفت.آفرینننننننننننن سوره کوثر را هم از قبل حفظ بودی ولی از وسطش با سوره فتح گاهی قاطی میکنی   اینم گل پسر دوستم.امروز دیدنش رفتم.پارساهم دوست داشت بیاد ولی نذاشتن و براش عکس گرفتم   ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دوشنبه 21 آبان: دویست و دهمین روز زندگی پوریای عزیز امروز صبح با ذوق درست کردن ساعتمون بیدارت کردم.البته بابا درست کرده بود ولی باطری اش را درآوردم باز درستش کنی وتنظیمش کنی.آخه از دیشب بهت قول داده بودم.خیری ش...
23 آبان 1397

سی امین هفته زندگی پوریا

  یکشنبه 13 آبان: دویست و دومین روز زندگی پوریای عزیز   پسر عزیزممممممممممممم باورم نمیشه دانش آموزی عشق کوچولوی مامان روزت مبارک نفسم.خیلی دلم میخواست امروز ببرمت بیرون ولی حالم روبراه نبود.انشاالله فردا میریم منزل آقاجونت و پوریا را میذارم و بیرون میریم باهم. اینم ذکر دیگری از نماز که عزیز مامان امروز یادگرفت   همیشه روزهای یکشنبه که مدرسه بهتون غذا ماکارونی میده دیگه من نهار برات نمیذارم.سیب زمینی سرخ میکنم و خوراکی میذارم.امروز باکلی ذوق برای جشن روز دانش آموز برات خوراکی چیده بودم که متوجه شدم متاسفانه دوستت سر کلاس هولت داده و سرت خورده به پایه میز و ورم کرده.انقدرم ماشاالله...
10 آبان 1397