پارساپارسا، تا این لحظه: 6 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره
پوریاپوریا، تا این لحظه: 1 سال و 6 ماه سن داره

هديه های آسموني

پنجاهمین هفته زندگی پوریا

یکشنبه 4 فروردین: سیصد وچهل و چهارمین روز زندگی پوریای عزیز شبها با پارسا وگاهی پوریا بیدارمیموندیم وخوراکی میخوردیم وبازی میکردیم و مسابقه عصرجدید و برنده باش میدیدیم ------------------------------------------------------------------------------------------------- دوشنبه 5فروردین: سیصد وچهل و پنجمین روز زندگی پوریای عزیز ششمین دندان پوریاجونم بالاخره بیرون زد.بچم کلافه شد این عیدی.نیش بالا سمت راست ------------------------------------------------------------------------------------------------- سه شنبه 6فروردین: سیصد وچهل و ششمین روز زندگی پوریای عزیز مینشینی داخل سینی و میگی منو بچرخو...
27 فروردين 1398

چهل و نهمین هفته زندگی پوریا

یکشنبه 26 اسفند: سیصد وسی و هفتمین روز زندگی پوریای عزیز امروز جشن پیش دبستانی پسرکم پارسابود.همه کاره ی جشن بچه های پیش دبسانی بودن.همتون عالی بودین.خیلی دوست داشتم ردیف اول بشینم اجرای پسرم را ببینم ولی بارون شدیدی میومد و پوریا راهم میخواستیم بذاریم پیش آقاجون که گریه میکرد و تالحظه آخر شیرمیخواست.خیلی هم دلم میخواست برات گل بخرم وآخرش بهت تقدیم کنم که نشد.خیلی عالی بودی عزیزکم.خدامیدونه وقتی اجرامیکردی چه کیفی میکردم عزیزکم.عاقبت بخیر باشی.مامانجونت هم با ما اومد. اینم عشق مامان در نقش بز ...
27 فروردين 1398

چهل و هشتمین هفته زندگی پوریا

یکشنبه 19 اسفند: سیصد وسی امین روز زندگی پوریای عزیز     روزهای یکشنبه که مدرسه به پارسا ماکارونی میده من دیگه نهارنمیذارم و سیب زمینی سرخ میکنم که پارساعاشقشه.جدیدا پوریاهم عاشقشه.انقدر خوشگل میخوری.نرمهاش را جلوت میذارم خودت قشنگ میخوری   ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ دوشنبه20 اسفند: سیصد وسی ویکمین روز زندگی پوریای عزیز پارساجونم صبح که خواستم بیدارت کنم کلی تب داشتی.البته از دیروز تبت شروع شد.امروز بابامیبرتت دکتر.پوریاهم که ولت نمیکنه.مریض چه میدونه چیه.بیا بازی!! ...
19 اسفند 1397

چهل وهفتمین هفته زندگی پوریا-چند ثانیه می ایستی

یکشنبه 12 اسفند: سیصد وبیست و سومین روز زندگی پوریای عزیز  دوتاتون را پیش هم خوابوندم و قلقلکتون میدم.فدای عشقولانه های برادرانتون!!! ------------------------------------------------------------------------- دوشنبه 13 اسفند: سیصد وبیست و چهارمین روز زندگی پوریای عزیز     پارسال هم توی مهدکودک تمرین کرده بودی ولی بخاطر عدم تکرار یادت رفته بود وسریع مجدد حفظ دی.استعدادت توی یادگیری هرزبان خارجه ای فوق العاده است پارسای من.ولی شعر فارسی را سختتر حفظ میشی.مادر من با زبان مادری مشکلت چیه؟! هروقت بهت میگم" مامانیه من " میگی من مامانت نیستم مامانجون مامانته!!   پ...
11 اسفند 1397

چهل و ششمین هفته زندگی پوریا-جشن دندونی پوریا

یکشنبه 5 اسفند: سیصد وشانزدهمین روز زندگی پوریای عزیز دوستت محمدصالح فکرکنم بابت روز مادر براتون پشمک آورده بود منزل آقاجون پوریاجونم میخواست خودش بالیوان آب بخوره.پارساجون هم همراهیش میکرد ولی ما موافق نبودیم چون اولین تجربه بود وهی میریختی روی خودت و ناراحت میشدی.انگار ما آب میریختیم روت هی مارو دعوامیکردی! وقتی قهرکنی هم دیگه تمووووووووووووومه.آقاجون لیوان را ازت گرفت زدی زیرگریه.بعدش هرکاری کرد لیوان را دیگه نمیگرفتی.اولین اشتباه ازنظرت مساوی با آخرین اشتباهه!!!😉 خلاصه وقتی آقاجون خیلی اصرارکرد لیوان را بگیری گرفتیش ولی پرتش کردی اونور.خیلی پیش اومده با من اینکارهاروکنی.قبلا برای خانواده تعریف کرده بودم با...
7 اسفند 1397

نکو آرا

در سفرمون به گلپایگان دستبند وانگشتر مسی سوغاتی معلم پارسا را بصورت مستقیم ازسایت نکوآرا خریدم و چون خیلی خوشمون اومد و دوست خاله جونتون هم بودن و واقعا با پوریای بیقرار امکان رفتن به فروشگاه و دقت درخرید فراهم نبود و شرمنده شدیم که اجازه دادن نمونه ها را به منزل بیارن و انتخاب کنیم تصمیم گرفتم توی وبلاگتون آدرسش را بذارم تا دوستان هم دیدن فرمایند. گذشته از اینها بنظرم کار خوب ایرانی را باید بیان کرد.واقعا صنایع دستی ایرانی زیباست و معلمتون هم خیلی خوشش اومد.پارساجونم عاشق اینجور چیزهاست وهمش میگفت مامان برای خودتم بخر.تو که آبی دوست داری!ههه گولم میزد بخرم!چندین بار هم دستبندانگشتر خانومتون را بوس کردی. کلا ...
4 اسفند 1397

تقویم سال 98

سلام خدمت همه دوستان عزیز بعضی دوستان لطف داشتن وازتقویم پسرهام خوششون اومده بود. زمان زیادی برای درست کردنش گذاشتم و میدونم وقت همه ی مامانها یه جورایی کمه. برای همین لینک دانلودش را گذاشتم.اگر دوست داشتید فقط کافیه عکس دلبندتون را درفتوشاپ داخلش بگذارید و در سایز A3پرینت بگیرید. این برای پسرهای خودمه: برای دانلود روی عکس زیر کلیک کنید این هم رنگ دیگرش.برای دانلودی روی عکس کلیک فرمایید:   ...
4 اسفند 1397

چهل و پنجمین هفته زندگی پوریا

یکشنبه 28بهمن: سیصد ونهمین روز زندگی پوریای عزیز پوریای عزیزم صبحها که ساعت4 دارو داره رسمادیگه بیداره و بابابهش صبحانه میده و بعدهم اگربخوابه دقایقی بیشتر نیست و روزش شروع میشه. داداشم پاشو!!! هی پارسارو بوس میکنی و صدامیزنی و میخوای بیدارش کنی پوریاجونم عاشق قریزرهستی و تا درش را باز میکنم با سریعترین سرعتت خودتومیرسونی و سریع در را میگیری که نبندمش! صبح مامانجون اومد خونمون.خیلی خسته بودم وخوابم میومد.روزهای دندان درآوردن پوریا واقعا روزهای سختیه.ولی بااینحال چون وبلاگ عقب بود دلم میخواست ازفرصت استفاده کنم و بروزش کنم.مامانجون گفت تو برو توی اتاق تاپوریارا بخوابونم.توی اتاق رفتنم همانا و خوابم بردن همان...
28 بهمن 1397

چهل و چهارمین هفته زندگی پوریا

یکشنبه 21بهمن: سیصدمین روز زندگی پوریای عزیز این هم آخرین شب از مسافرتمون که بابااومد دنبالمون وقرار شد صبح زود راه بیوفتیم.امشب باخاله و پارساپوریارفتیم منزل همسایه پاینیشون و هم باایشون آشناشدم هم از سروصدامون توی این مدت عذرخواهی کردم. امروز هم مسلماپسرکم مدرسه نرفت دیگه!هفته پیش اجازش راگرفته بودم. --------------------------------------------------------------------------------------- دوشنبه 22بهمن: سیصد ویکمین روز زندگی پوریای عزیز صبح زود حرکت کردیم.پوریا درپمپ بنزین فرصت راغنیمت دونسته وبغل باباش نشست.عاشق فرمان هستی پوریاجونم.خیلی هم گرمایی هستی وتوی ماشین هرچی تنت میکنم شاکی میشی.بابا فضا...
23 بهمن 1397